عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

37

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و هر كه اللَّه او را بىراه كند ، فَما لَهُ مِنْ سَبِيلٍ ( 46 ) . او را هيچ راهى نيست . اسْتَجِيبُوا لِرَبِّكُمْ ، پاسخ كنيد خداوند خويش را [ و بگرويد به او ] ، مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ ، پيش از آنكه روزى آيد ، لا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ ، كه آن روز از خداى هيچ باز پس بردنى نيست ، ما لَكُمْ مِنْ مَلْجَإٍ يَوْمَئِذٍ ، شما را آن روز ، هيچ پناهى نه ، وَ ما لَكُمْ مِنْ نَكِيرٍ ( 47 ) . و نتوانيد كه گوئيد ، اين نشايد و نبايد . فَإِنْ أَعْرَضُوا ، اگر برگردند از پذيرفتن ، فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً ، [ تيمار مخور ] كه ترا بر ايشان نگهبان نفرستاديم ، إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلاغُ ، نيست بر تو مگر پيغام رسانيدن ، وَ إِنَّا إِذا أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً ، و ما هر گه كه مردم را بچشانيم از خويشتن بخشايشى ، فَرِحَ بِها ، شادى درگيرد به آن ، وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ، و اگر رسد بايشان بدى ، بكرد دو دست ايشان ، فَإِنَّ الْإِنْسانَ كَفُورٌ ( 48 ) . آدمى ناسپاس است . لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ، خدايراست پادشاهى آسمانها و زمينها ، يَخْلُقُ ما يَشاءُ ، ميآفريند آنچه خواهد ، يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً ، مىبخشد او را كه خواهد فرزندان مادينه ، [ كه در ايشان هيچ نرينه نه ] ، وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ ) ( 49 ) . ميبخشد او را كه خواهد پسران [ كه در ايشان هيچ دختران نه ] . أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ، يا ايشان را صنف صنف كند آميخته ، ذُكْراناً وَ إِناثاً ، نرينان و مادينان ، وَ يَجْعَلُ مَنْ يَشاءُ عَقِيماً ، و هر كه را خواهد سترون كند نازاينده ، إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ ( 50 ) . او دانايى توانا است ، [ چنان كه داند كه بايد كرد مىكند ] . وَ ما كانَ لِبَشَرٍ ، هرگز نبود [ پيش از تو اى محمد ] هيچ مردم را ، أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ ، كه اللَّه سخن گفتيد با او ، إِلَّا وَحْياً ، مگر بنمودن در خواب ، [ يا افكندن در دل ] ، أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ، [ يا سخن گفتن ] از پس پرده ، أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا ، يا رسول فرستد ، فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ ، تا پيغام رساند بدستورى و فرمان او آنچه ميخواهد ، إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ ( 51 ) . او بر است زبر خلق ، دانايى راست كار .